تا کي بايد هی صبر کرد/که شايد تموم بشه اين سردرد
بعد رو پا بي سرگيجه وايساد/تا کي بايد روزا رو سَرکرد
مسیر تاریکه جلو میریم با فانوس/مهم نیست حتی اگه بشکنیم قانون
باید نفس رو حبس کنیم همه جا/اگه نفس بکشیم سریع میشینن جامون
حرفا فقط،قورت داده میشه/این دلِ دریا،کوه داره میشه
مغز از شعور خالی تر شده/چون واسه مدرک پول داده میشه
آره هممون نزدیکه انتهای خط یم/دیگه مصرفی نداره این تقویم
با اشتباه دیگری همه غرق میشم/تلاش کردیم اما زدیم به ته دیگ
اي خدا ديگه حوصله دنياتو ندارم
از بس دعوا ديدم من نا ندارم
هي ميگي صبر کن تا آخرش
اين حرفات واسم معنا ندارن
من خستم از همه/از بابا از ننه
خسته از اين دره/که بستش واسه منه
خسته از تنهايي و سيگار/چت و مبهوت بودن و بيمار
خسته از حرف مردم بیکار/حتی حرفای مفت آدم بی یار
با حرفای مردم به ساز میرقصیم/با انتقادا یه راست تو جنگیم
به هدفای هم دیگه فقط میخندیم/تو کمک کردن عینه یه سنگیم
تو قلبمون فقط کینه میدوزیم/از نفرت میمیریم همه یه روزی
سکوت میکنیم با این که میدونیم/چون که شدیم هممون یه موزی
اي خدا ديگه حوصله دنياتو ندارم
از بس دعوا ديدم من نا ندارم
هي ميگي صبر کن تا آخرش
اين حرفات واسم معنا ندار
ترانه سرا : talakh-tolookh
برچسب:
نویسنده: آروین پورعلی